در اوج تبلیغات انتخابات و در هیاهوی جامعه برای آمادگی شرکت در آن ، مي خواهم مطلبي را بنويسم كه هيچ ربطي به اين سر و صدا و جنجال ها ندارد؛ مطلبي كاملا در مورد خودم.
وقتي براي ثبت نام رفتم ، اصلا فكرش را هم نمي كردم كه به اين زودي راهي مي شوم . ولي چكار مي شود كرد؟ وقتي كه خدا بخواهد هيچ چيزي نمي تواند مانع شود.
درست بود كه ثبت نام كرده بودم و لي هرگاه كه جناب آقاي رياضي به من مي گفت : (( حاج مهدي )) ، اصلا توقع نداشتم كه به اين زودي راهي خانه ي خدا شوم؛ آن هم در چه زماني!!! حقيقت اين است كه هميشه آرزو داشتم كه در ايام شهادت حضرت زهراي مرضيه ( سلام الله عليها ) در شهر مدينه ، شهر پيامبر ( صلوات الله و سلامه عليه و آله ) و ائمه اطهار ( عليهم السلام ) باشم.
قصد اطاله ي كلام ندارم ، فقط مي خواستم بگوييم كه توفيقي بود كه از جانب خداي متعال به اين بنده ي رو سياه شد و در آنجا به ياد همه ي دوستان ، چه آنهايي كه توانستم كسب حلاليت كنم و چه آنهايي كه نتوانستم ، بودم و با تمام بدي خود از درياي رحمت الهي درخواست برآورده شدن حاجاتشان را داشتم.
به اين اميد كه اين سفر نصيب همه ي ما شود
اين هم يادگاري من در مسجد النبي

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 88/03/19 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خوش اومدید
عشق یعنی انقلاب"فاطمه(س)"
"باولایت" زبتدا تا خاتمه
محمد مهدی هستم ، یه عاشق
از علی تا به علی فاصله یک آینه است
آن علی در نجف و این علی از خامنه است
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY