
این شبها هوای شهر ما یک جور دیگر هست. هوای کوچه ها یک جور دیگر هست. هوای کوچه های بی نشان یک جور دیگر هست. هوا هوای مدینه و حزن و ماتم هست. هوای بقیع و بیت الاحزان هست. هوای بیت الزهرا و مادر و محسن و مسمار و در و دیوار و غسل شب و ... . هوا هوای دست بسته و سیلی و چادر و گوشواره و بازوی ورم کرده و پهلو ی شکسته و سینه ی غرق خون هست. هوا هوای بهشت هست.
اگر نمی نوشتم و نمی گفتم ، در دلم مي ماند.
وقتي بچه هاي فاطميون را مي ديدم ... چه حال و هوايي دارند.
تا حالا ديده اید وقتي كه يك نفر از دنيا مي رود، چطور افوامش غرق در ماتم مي شوند. حال و هواي فاطميون هم همينطور هست. خدا مي داند كه اين بچه ها مثل مادر مرده ها چطور غرق در ماتم هستند. وقتي وارد بيت الزهرا شدم ديدم چند تا از بچه ها مثل صاحب عزا ها يه گوشه ايستاده اند و هر كسي همچنان كه كار انجام مي دهد ، يواشكي اشك مي ريزد ، گريه و ناله مي كند و مادر مادر ... .
حقيقتا مي شود گفت كه خودشان را در غم صاحب عزاي اصلي شريك كرده اند و خدمت به ايشان مي كنند.
ضمن اين كه اين حركت زيبا ، نه تنها در قشر سطح بالاي مذهبي بلكه در قشر سطح پايين مذهبي و حتي كساني كه آنچنان پاي بند هم نيستند ( البته ظاهرشان نشان مي دهد والا در باطن از من كه بهترند )خيلي تاثير گذار بوده و اين از عنايات خداوند و حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) به اين حركت مي باشد.
سفره اي هست كه پهن شده ، خدا كند كه ما هم بتوانيم استفاده ببريم.
از همه ي شما عزيزان و سروران بزرگوار التماس دعا دارم.
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 88/02/25 ساعت 22:58 موضوع | لینک ثابت

مي خواهم از يك عاشق بنويسم ؛ از يك دلداه از يك لايق كوي يار.
از اينجا شروع مي كنم كه وقتي ساعت 22 از بيرون آمده بود بلافاصله بعد از سلام پرسيد:
- مي خواهي به آنجا بروي؟
- بله.
- من هم بيايم؟
- بيا.اشكالي ندارد.( ولي اگه ميدانستم كه اينطور شخصيت ساختگي من را در هم مي شكند ، شايد ... )
نمي دانم چه حالي داشت ، فقط مي ديدم كه با يك شوق و علاقه دنبال لباس مناسب مي گردد.
وقتي كه رفتيم ، ديديم به جاي اينكه مراسم شروع شده باشد ، بچه ها هنوز در حال كار هستند.
وقتي با اين صحنه رو به رو شدم با خودم گفتم كه :
- اولا با اين لباس ها كه نمي شود كار كرد.
- ثانيا خيلي خسته هستم .
- ثالثا محمد امين ( عاشق كوچك ) همراه من هست و توان اينجا ايستادن ندارد.
در همين فكر بودم و خودم را براي برگشتن به خانه آماده مي كردم كه اين دلداده ي كوچك از من خواست كه براي كار بمانبم.
پيش خودم فكر كردم كه دلش را نشكنم و بمانيم ، ضمن اينكه زود خسته مي شود و بر مي گرديم.
در هر صورت دست به كار شديم.
از كار نمي گويم ، فقط همين را بدانيد كه لحظه به لحظه از رسم عاشقي خودم بيشتر خجالت مي كشيدم.
كار در كوچه هاي بي نشان ( نمايشگاه هيئت فاطميون به مناسبت ايام فاطميه ) هر انسان كار كشته اي را خسته مي كرد . اما وقتي كه با كار اين عاشق بي بي فاطمه ( سلام الله عليها ) رو به رو مي شديم در كار كردن خود شك مي كرديم.
انگار نه انگار كه دست هاي كوچك و ظريف او بود كه در اين خاك ها ، سنگ ها و خار و خاشاك كوچه ها كار مي كرد. سنگ و خاشاكي كه ما به سختي با آن ها كار مي كرديم ولي او در عشق بازي خودش غرق شده بود و هيچ احساس دردي نداشت.
ما استراحت مي كرديم ، آب مي خورديم ، حرف مي زديم ؛ ولي او با سكوت و كار بي وقفه و سر تا پاي خاكي خود ، جاي هيچ گونه خود نمايي را به كسي نمي داد.
وقتي به او مي گفتم كه استراحت كن ، آب بخور ( قابل توجه اينكه كار در آن شرايط واقعا تشنگي فراواني به همراه داشت.) و اگر گرسنه اي ، غذا بخور ؛ فقط يك جواب مي شنيدم :
كار در اينجا نه خسته ام مي كند ، نه گرسنه و نه تشنه
متوجه شدم كه شرح حال عاشقان همين است.
وقتي كه داشتيم به خانه بر مي گشتيم ، با خواهش مي خواست كه تا صبح بمانيم. ولي رفتن خيلي از بچه ها ، دليلي شد تا بتوانم او را راضي كنم كه ديگر دير وقت است و بايد به خانه برگشت.
همين بود كه در آخر از اينكه خيلي از مواقع خودم را غلام بي بي فاطمه زهرا ( سلام الله عليها ) معرفي مي كردم و از عشق به آن حضرت دم مي زدم ، خجل شدم و متوجه شدم كه بايد درس رسم عاشقي را در كلاس عاشقان واقعي ، شاگردي كنم.
ضمنا اين فقط يك قسمت از اين داستان بود.
جريان دعواي او براي اينكه چرا شب قبلش او را با خودم به كوچه هاي بي نشان نبردم و دعواي ديگر با بچه اي كه خاك لباس او را كه در اين كوچه ها بر لباسش نشته بود ، تكانده و دور ريخته بود .
اما جا دارد كه در اينجا ، نقاشي او را در مورد ايام فاطميه بگذارم ، تا لااقل گوشه اي از اين دنياي عشق را به تصوير كشيده باشم.
واین هم عکس این عاشق کوچک به همراه نقاشی قشنگش

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 88/02/18 ساعت 11:43 موضوع | لینک ثابت

... و چون طلبيده مي شوي ، راهي جز عشق بازي نداري. پس با شوق و ديده اي پر برق دعوت يار را لبيك مي گويم و راهي سرزمين سراسر نور قم مي شوم ؛ كه نيست قم مگر پناه گاه شيعيان اهل بيت ( عليهم السلام ) ، و شايد ما را هم بپذيرند.
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 88/02/10 ساعت 0:57 موضوع | لینک ثابت
اللهم عجل لوليك الفرج
والعافية والنصر واجعلنا
من انصاره و اعوانه
والمستشهدين بين يديه
اللهم سلّم امامنا الخامنه اي
چند وقتی هست که فوتبال ایران در مسیر رو به رشدی قرار گرفته و بی وقفه درجات تکامل را طی کرده و خود را به فوتبال روز دنیا در کوچه پس کوچه های کشورهایی که مهد فوتبال هستند همچون مالدیو و گوام نزدیک می کند.
بسیار جای تقدیر و تشکر دارد که مسؤولان فدراسيون فوتبال و تربيت بدني توانسته اند كه نام ايران را در سراسر جهان بر سر زبان ها بياندازند.
از همين رو بر آن شدم تا مطلبي در اين باره بنويسم و علت واقعي اين پيشرفت را بيان كرده باشم.
ابتدا از بر كناري به جا و مقتدرانه ي جناب آقاي مايلي كهن شروع مي كنم. بنا بر اطلاعات به دست آمده ايشان تا به حال هيچ گونه فعاليت فوتبالي نداشته اند و تمامي مداركي كه به فدراسيون فوتبال ارائه داده اند جعلي بوده است. آماتور بودن محمد مايلي كهن كاملا معلوم بود. وي فردي بود كه با كنار گذاشتن بازيكنان مطرح و تاثير گذار فوتسال بانوان و عدم استفاده از آنها ممكن بود ضربات بزرگي بر بدنه ي تيم ملي ما زده و تيمي را كه در آستانه ي صعود به جام جهاني هست و تمام بازي هاي خود را با اقتدار پيروز شده ، به خاك سياه نشانده و مانع از اين شود كه همچون دوره هاي قبلي حضوري پر افتخار داشته باشيم.
اما اين مساله با بينش فدراسيون فوتبال و همت و پيگيري هاي مستمر بازيكنان فوتسال بانوان به راحتي حل شد و همه چيز محيا شده تا تيم ملي ايران بار ديگر با صعود مقتدرانه به جام جهاني ، رعب و وحشتي باشد براي ديگر مدعيان قهرماني اين جام بزرگ.
اما سطح بينش را ببينيد كه چگونه در كمال درايت يكي از بهترين مربيان جهان كه تيم هاي بزرگ هميشه به دنبال او بوده اند و سر و دست برايش مي شكستند ، به عنوان سر مربي تيم ملي ايران انتخاب مي كنند. كسي كه تا به حال حتي براي چند دقيقه هم بدون تيم نمانده است.
حالا كه بحث به جناب قطبي رسيد لازم است كه از صفات اخلاقي ايشان هم گفته باشم تا حق مطلب و ايشان را ادا كرده باشم.
افشين فردي بسيار وطن دوست و بي ريا و از همه مهمتر ، بر خلاف بسياري از فوتبالي ها بي تفاوت نسبت به پول و بر عكس ، متعصب نسبت به تيمش هست.
در كارنامه ي اين مربي بزرگ دنيا قرار دادي را بيشتر از يك ميليون ريال نمي توان ديد. با وجود اينكه به علت شهرت زياد ، مشكلات عديده اي را برايش به وجود آورده اند ولي حتي يك مورد ترك تيم از او ديده نشده و بايد از اين لحاظ مسؤولين فوتبال ايران كاملا آسوده خاطر باشند.
وي علاوه بر كار آمدي بالا ،معرف مربيان و بازيكنان طلايي و بسيار با تعصبي براي فوتبال كشور ما نيز بوده است. مثلا كساني همچون ماركو و ديكارمو به همراه افشين، پيش از اين موقعيتي را براي تيم پرسپوليس به وجود آوردند كه هنوز كه هنوز است اين تيم تحت تاثير آن وقايع مثبت قرار دارد.
مساله ي فوتبال ايران به همين جا ختم نمي شود. بركناري مربيان در سطح ليگ ايران ، از تيم هاي سقوط كرده ي برق شيراز و داماش گرفته تا بالا نشين هايي همچون پرسپوليس و سپاهان ، همه و همه باعث رشد فوتبال اين مملكت شدند.
ضمن اينكه با درايت و دقت بي حد و حصر مسؤولين فوتبال كشور و باشگاه ها در مورد بيت المال ، در اين تغييرات يا جا به جايي ها يا عزل و نصب ها ، ذره اي از پول بيت المال خرج كه نشده هيچ بلكه از اين مربيان و كادر فني ها پولي هم گرفته شده تا مبادا چيزي از بيت المال و حق و حقوق مردم بر گردن كسي بماند ؛ كه اين همه دقت در مصرف بيت المال جاي تقدير دارد. ( از شما عذر مي خوام ولي اينجا را جدي مي نويسم كه واي بر ايشان كه حق مردم ايران را به يك مشت ........ .)
جالب اينجاست كه مديران فوتبال ما در زمينه ي رشد فوتبال آن قدر مصمم هستند كه مثلا در همين تيم پرسپوليس وقتي كه مي بينند با مربيان داخلي به هر نتيجه اي كه مي توانسته اند ، رسيده اند الا يك نتيجه ، تصميم مي گيرند با آوردن يك مربي خارجي كار آزموده و بسيار ارزان قيمت ، آن نتيجه ي دلخواه را در برابر قهرمان چندين دوره ي جام باشگاه هاي جهان كسب كنند و آن هم نتيجه ي برد ۵ بر ۱ در خانه ي حريف است تا لوح زريني باشد تا ابد در پرونده ي اين تيم بزرگ كشورمان.
علاوه بر تيم پرسپوليس ، تيم هاي استقلال و صباي قم هم با وجود اينكه همزمان در سه ليگ معتبر جهاني شركت دارند ولي مي بينيم كه چقدر مقتدرانه با كسب تمام امتيازات ممكن ، خود را به عنوان مدعيان اصلي قهرماني جام باشگاه هاي آسيا و انشالله پس از آن باشگاه هاي جهان معرفي كرده اند.
با اين كه كلام طولاني شد ولي لازم مي بينم كه در اينجا از زحمات بي شاعبه ي بازيكنان فوتبال كشورم نيز تشكر كنم.
كساني كه با فرهنگ سازي بسيار غني خود سعي در بالاتر بردن سطح فرهنگي كشورمان دارند.
كساني كه با انواع و اقسام اصلاح مو و صورت و ابرو و ... از نوع فرهنگي ، راه انتخاب مدل هاي زشت غربي را بر جوانان مسدود كرده اند.
كساني كه با زندگي همراه با قناعت و سادگي خود ، مردم را از رفاه طلبي و تجمل گرايي دور مي سازند و به سمت ساده زيستي مي كشانند.
كساني كه طبق فرمان خدا ، وظيفه ي امر به معروف و نهي از منكر خود را با نرفتن به مجالس شبانه و پارتي هاي آنچناني، به طور عملي به جوانان اين ديار آموزش مي دهند و حتي از يكي از آنها، مساله ي غير اخلاقي ديده نشده است.
واين است مايه ي افتخار ما ايرانيان ورزش دوست در سرتاسر جهان.
باشد كه آگاه شويم
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 88/02/06 ساعت 0:53 موضوع | لینک ثابت
اللهم عجل لوليك الفرج
والعافية والنصر واجعلنا
من انصاره و اعوانه
والمستشهدين بين يديه
اللهم سلّم امامنا الخامنه اي
يكي از آخرين مدل ماشينش ميگه ؛ يكي ديگه از لباس هاي پاره پاره اش ميگه .
يكي از سرويس هاي طلاش ميگه ؛ يكي ديگه از پاهاي بي كفشش ميگه.
يكي از ويلاي كيش و شمالش ميگه ؛ يكي ديگه از چكّه ي سقف نايلوني خونه اش ميگه.
يكي از كلاس آموزش رپ ميگه ؛ يكي ديگه از دفتر تموم شده اش ميگه و خودكار بدون جوهرش.
يكي از كوچك تر كردن كردن بيني كوچكش در كلينيك تخصصي ميگه ؛ يكي ديگه از تحمل دردش و خودداري از رفتن به بيمارستان دولتي ميگه.
يكي از رژيم مخصوص غذاش براي هر ماه ميگه ؛ يكي ديگه از سر بي شام بر زمين گذاشتنش ميگه.
يكي از امكانات موبايلش ميگه ؛ يكي ديگه از خرابي گوشي ثابتش ميگه.
يكي از خونه ي چند هزار متريش ميگه ؛ يكي ديگه از اتاق ۱۲ متري و خانواده ي چند نفريش ميگه.
يكي از تغيير دكوراسيون فصلي خونه اش و فروش دكوراسيون قبلي ميگه ؛ يكي ديگه دخترش رو با چشم گريون و بدون جهيزيه شوهر ميده.
يكي از تعطيلات و سفر هاي اروپاييش ميگه ؛ يكي ديگه از كارگري و خيار چيني و گوجه چيني در تعطيلاتش ميگه.
يكي از تلويزيون پلاسما و صفحه تخت و بالاتر از ۵۰ اينچش ميگه ؛ يكي ديگه از تعمير تلويزيون ۱۴ اينچش بعد از ۶ ماه خرابي ميگه.
يكي از ............ ؛ يكي ديگه از ............ .
واين چنين است رسم مسلماني ما ؛ كه كفر ناميدنش بهتر از اين مسلماني.


وانگار پيامبر اسلام صل االه عليه و آله و سلّم نبود كه مي فرمود :
كسي كه شب سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد ، مسلمان نيست.
پس واي بر اسلام ما .
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 88/02/04 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خوش اومدید
عشق یعنی انقلاب"فاطمه(س)"
"باولایت" زبتدا تا خاتمه
محمد مهدی هستم ، یه عاشق
از علی تا به علی فاصله یک آینه است
آن علی در نجف و این علی از خامنه است
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY