تبليغاتX
رسم عاشقي
تلخ و شیرین

اللهم عجل لولیک الفرج

   و العافیة والنصر واجعلنا

             من انصاره و اعوانه

           و المستشهدین بین یدیه

                اللهم سلم امامنا الخامنه ای

 

درست ۲۷ سال پیش ، در روزی مثل امروز بود که :

قراره امروز امام جمعه تهران بیاد به مسجد ابوذر و سخنرانی کنه. همه چیز آماده شده ، مردم منتظر حضور سید بزرگوار هستند. با حضور ایشان یه شور و شوقی در جمع حاضر به وجود آمد.

اما هنوز چند دقیقه از شروع فرمایشات آقا نگذشته بود که... .

اتفاقی تلخ و شیرین به وقوع پیوست . ناگهان ضبط صوتی که در سمت چپ آقا بود و در ظاهر سخنان ایشون رو ضبط می کرد ولی در حقیقت دارای بمبی بود که می بایست با انفجار خود ، این بزرگوار رو به شهادت می رسوند ، منفجر شد.

تلخی این مساله از اون جهت بود که ، عزیز دل امام و امید انقلاب اسلامی مورد سوء قصد قرار گرفته و به شدت مجروح شده است.

اما شیرینی این واقعه از چند جهت بود:

۱- فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین. در حالی که بمب در سمت چپ و به طرف قلب آقا بود ، ولی خداوند خواست که این نائب بر حق ، زنده بمونه تا زمانی زمام امور رو بدست بگیره. و بدین شکل بود که در حادثه ای معجزه آسا ، بمب به سمت راست آقا آسیب جدی را وارد ساخت و سمت چپ آنچنان آسیبی ندید.

۲- عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد. اگه چنین اتفاقی به وقوع نمی پیوست ، آقا باید فردای آنروز در جلسه ای شرکت میکردند که با حرکتی تروریستی و ناجوانمردانه ، شهید بزرگوار ، شهید مظلوم آیت الله بهشتی ( ره ) به همراه ۷۲ تن از یاران بزرگرارشون به شهادت رسیدند و اگر آقا در اون جلسه شرکت داشتند ، ایشان نیز در این جریان به شهادت می رسیدند ولی چون ایشون بر اثر این حادثه زخمی شده بودند و باید در بیمارستان استراحت می کردند ، از ترور ۷ تیر به دور بودند. 

۳- در این جریان میزان محبوبیت  آقا به زیبایی دیده شد . به گونه ای که در دقایق اولیه اعلام این خبر ، موج عظیمی از مردمی که عاشقانه برای فدا کردن جان خود در عوض زنده ماندن آقا آمده بودند ، به راه افتاد.

شرح ماجرا بدین شکل بود که ؛ با اعلام این خبر ، مردم به این فکر افتادند که در جریان این حادثه قلب آقا مجروح شده و دیگر توان تپش در سینه ی ایشان ندارد، فلذا با حرکتی بسیار زیبا و با جوابی مقتدرانه به دشمنان و منافقین ، جمع زیادی برای اهدای قلب خود به آقا ، حاضر شدند که جان خود را خالصانه فدای ایشان کنند و این در حالی بود که آقا در آن زمان فقط امام جمعه و نماینده ی مجلس بودند و هنوز آنچنان شناختی که باید و شاید ، نسبت به ایشان در جامعه به وجود نیامده بود.

 

 

اما بهتره که خاطرات زمان انفجار رو از زبان مبارک خود ایشون بشنویم که بسیار زیبا و با احساس بیان می فرمایند:

این کلیپ ۲:۳۰ دقیقه ای به حجم ۱۵۱۶ کیلو بایت هست که در اون مقام معظم رهبری از لحظات حادثه سخن می گویند

برای دانلود ، ابتدا بر روی عکس کلیک سمت راست کنید و سپس گزینه ی سوم را انتخاب کنید


 

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 87/04/06 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت


حجاب ، ارزش زن

اللهم عجل لولیک الفرج

   والعافیة و النصر واجعلنا

           من انصاره و اعوانه

              والمستشهدین بین یدیه

                       اللهم سلم امامنا الخامنه ای

 

 

میلاد بانوی بزرگ اسلام ، ام الائمه ، حضرت زهرای مرضیه ( سلام الله علیها ) بر مردم جهان ، علی الخصوص شیعیان آن حضرت مبارک باد

 

حقیقتش نمی خواستم مطلبی بنویسم ولی دیدم که دوست عزیزمون یه موج وبلاگی زیبا رو راه اندازی کرده ؛ من هم خواستم در این  جنبش شرکت کرده باشم فلذا مطلبی رو درباره ی (( حجاب )) مینویسم.

راستش چند وقت پیش به یه پیرایشگاه رفتم. به نظر میومد که طرف آدم کار درستیه!!!!!!!!!!

بعد از چند دقیقه که نشستم دیدم که یکی از رفقای صاحب مغازه ، وارد مغازه شد و در مورد مطلبی به طور رمزی شروع به صحبت کرد.

از اونجایی که من اهل فضولی در کار دیگران نیستم ، چون فهمیدم که مساله شخصی هست ، دیگه توجه ای به صحبتاشون نکردم.

تا اینکه ..........

دوست صاحب مغازه : بهم گفت لیاقتت همونه .

صاحب مغازه : خب بد بخت از بس که خنگی.

- حالا چکار کنم ؟؟؟؟؟؟ چطوری به ساناز ( من) بفهمونم که میخوام باهاش باشم؟؟؟؟؟؟؟؟

- من چه میدونم . خودت گند زدی ؛ باید خودت درستش کنی.

- میگم چطوره زنگ بزنی ساناز ، بهش بگی من تصادف کردم و افتادم گوشه ی خونه . منم آمارشو میگیرم ، اگه از شیراز اومد ، خودمو باند پیچی میکنم و میندازم گوشه ی خونه تا دلش برام بسوزه.

- به خاطر همینه که بهت میگم خنگی. نه خیر ، من اینکار رو نمیکنم. فقط بدون که اگه میخوای اونو جذب خودت کنی ، باید یه کاری کنی که بی تو بودن براش بشه سکته ی کاری. خوب گوش بده ببین چی میگم؛ از این به بعد هر ۵ تا تلفن رو فقط یه بار جواب میدی ، وقتی هم که میبینیش خیلی ذوق نکن که بفهمه دوستش داری چون اگه فهمید میشی مثل الآن. بعدش هم حالا این نشد ، یکی دیگه . دختر قحطی که نیومده.

درطی این مدت که من این حرفها رو میشنیدم انگار داشتن قبض روحم میکردن. اصلا برام قابل درک نبود که چنین اتفاقی داره در یک جامعه ی اسلامی رخ میده. کی فکرش رو میکرد که ارزش یه دختر که اینهمه زیاده به جایی برسه که پسرای هرزه برای اذیت کردنش اینطوری معرکه بگیرن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه تا کلی وقت گیج گیج بودم. نمیدونستم از کی ، پیش خدا شکایت کنم؟؟؟

فقط دلم برای ارزش والای زن میسوخت که داره از بین میره ، اون هم به دست خود زنها.

به نظر میاد که این بی حجابی چند تا علت داره که همگی از شناخت ناصحیح فلسفه حجابه و اونا عبارتند از :

۱- بی غیرتی مردها به نوامیسشون: همه خوب میدونن که زن طبیعتی ظریف داره و معمولا این طبیعت رو به گل تشبیه میکنن. خب این گل به خاطر زیبایی ، طراوت و جذابیت خاص خودش ، یک نوع کشش در مردم به وجود میاره که این کشش میتونه با عواقب بسیار خطرناکی همراه باشه. فلذا خداوند متعال در کنار چنین گلی ، مرد رو آفریده و بهش غیرت داده تا با تمام توان از این گل حراست بکنه و نذاره که هر عابری به اون چشم طمع داشته باشه. اما امان از اون وقتی که این مسوول حفاظت از گل ، در کارش کوتاهی بکنه. نتیجه میشه پرپر شدن ، چیده شدن یا هر بلای دیگه ای که باعث میشه این گل موقعیت ابتدایی خودش رو از دست بده و تبدیل به چیزی بشه که دیگه ارزشی نداره.

خب ، مرد هم که توانایی نداره که همیشه در کنار گلش باشه و نذاره کسی به این گل نگاه کنه . پس بهترین راه اینه که به وسیله ی حجاب که باعث میشه که زیبایی این گل از دید نا اهلان جامعه مخفی بمونه از گلش محافظت کنه.

۲- تربیت های ناصحیح و بی توجهی به موقیت دختران : بسیار دیده شده که مادرانی با دخترانشان پا در سطح جامعه میگذارند که از لحاظ حجاب ، از زمین تا آسمان با هم متفاوتند. مادرانی بسیار محجبه و با پوشش در کنار دخترانی بد حجاب و فاقد پوشش صحیح.

خب ، تربیت فرزندان به طور طبیعی به عهده ی والدین هست که در این زمینه مادر به علت اینکه غالبا  در خانه به سر می برد ، سهم بیشتری دارد. از طرف دیگر به اقتضای جنسیت دختر ، مادر خیلی بیشتر از پدر در تربیتش سهیم هست. با این اوصاف چه چیزی باعث چنین واقعیت تلخی در جامعه شده که دختران با مادرانشان در زمینه ی حجاب کاملا متفاوت باشند؟؟؟؟؟

اگر مادران حقیقت فلسفه ی حجاب رو متوجه شده بودند و به درستی دخترانشون رو تربیت میکردند آیا چنین تضادی رخ میداد؟؟؟؟؟

باز هم این نکته قابل بحثه که خیلی از والدین میگن " دختران ما کم سن و سال هستند و لازم نیست که زشتی و بدی بی حجابی رو از الان متوجه بشن. بهتره حالا آزاد باشن و از زمان بلوغ شروع به حفظ حجاب کنن"

در جواب چنین والدینی میگیم که : چطور آموزش و پرهیز از خیلی چیزها رو از همان طفولیت بچه ها آغاز میکنن ولی وقتی نوبت به آموزه های دینی می رسه ، میگین به وقتش!!!!! چطور اگه همین دختر شما فقط برای یک بار اون هم در زمان بچگی ، سیگار به دستش بگیره ؛ آنچنان ناراحت میشین و طوری اونو از این کار میترسونین که تا عمر داره دیگه طرف سیگار نره ولی از همین الان نمی تونین فرهنگ حجاب رو براش مشخص کنین؟؟؟؟؟

۳- تاثیرات جامعه و فرایندهای شخصی دختران : متاسفانه همیشه این طور نیست که هرچیزی که با ارزش تره ، در موقعیت بهتری قرار بگیره. دیدیم که چه دخترانی در کنار چه مردان با غیرتی و دارای چه تربیتی ، متاسفانه همراه با کج اندیشی برخی از مردم ، ارزش را در بی ارزشی خود میبینند. برای وضوح مطلب یه مثال میزنم ، مثلا؛ دختری با حجاب وارد جامعه میشه و میبینه که دختران و زنان بی حجاب بیشتر مورد توجه مردم قرار میگیرند و از اونجایی که مورد توجه قرار گرفتن رو ارزش میدونه ، سعی بر این داره که با برداشتن حجابش ، خودش رو به این ارزش برسونه و این درحالیه که نمیدونه داره خودش رو به پرتگاهی نزدیک میکنه که عاقبتش مرگ عفته

 

و از این قبیل فرایندها که باعث برداشتن حجاب میشه مثل چشم و هم چشمی ، بهانه های واهی مثل بیشتر اجتماعی شدن ، عزیزتر شدن ، دوست پیدا کردن و چندین مورد دیگه که گفتنشون باعث اطاله ی کلام میشه.

و حضرت ولی عصر ( ارواحنا له الفدا ) در دعا برای زنان امت خود ، چه زیبا می فرمایند :

" و تفضل ... علی النساء بالحیاء و العفة "  

" پروردگارا به زنان امت من حیا و پاکدامنی عطا بفرما "  

 


 

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 87/04/06 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت


آزادی به چه ارزش؟؟؟

اللهم عحل لولیک الفرج

   

      والعافیة والنصر واجعلنا

               

              من انصاره واعوانه

                  

                    والمستشهدین بین یدیه

                     

                         اللهم سلم امامنا الخامنه ای

 

 

 

 

ببینیم که ارزش یه زن به چی هست؟

 

اونایی که میگن آزادی نیست ؛ چی میخوان؟ منظورشون از آزادی چیه؟ میخوان برهنگی یه فرهنگ بشه؟ میخوان ما هم بشیم به مانند غرب؟

امروز در اخبار نیمروزی مطالبی رو درباره ی  قاچاق انسان و مسایل جنسی در انگلیس بیان میکرد که انسان وحشت میکرد.

زنانی رو نشون میداد که قربانی هوس بازی مردان لاقید و بی دین شده بودند و با اونا مصاحبه میکرد. از احساسشون میگفتن ، از اینکه چطور این آزادی در انگلیس باعث پستی و بی عفتی اونا شده.

 

 

یکیشون میگفت : قاچاقچیان  به ما میگن شما

 

انسان نیستید.

 

 

از این میگفتن که چطور ملعبه دست مردان هوسران میشدند و به همین خاطر از زندگیشون بدشون  میاد.

 

 

نشون میداد که طبق آمار 78 در صد قاچاق انسان

 

متعلق به زنان هست و 88 درصد از قاچاق زنان

 

 فقط به خاطر سوء استفاده های جنسی هست.

 

 

این آمار وحشنتناک برای یه کشور که ادعای دموکراسیش گوش فلک رو کر کرده که هیچ ، برای یه کشور عقب افتاده ی جهان سومی که مردمش دچار فقر و گرسنگی  هستن هم خجالت آوره.

تازه این در حالیه که نشون میداد در این قاچاق زنان ، خود پلیس انگلیس هم همکاری داره ، اون هم همکاری شدید .

در حالی که هر فرد انگلیسی در روز حداقل 25 بار توسط دوربین های بکار رفته در خیابانهای اونجا ، ازش عکس گرفته میشه . اما در عین حال ، مرکز بزرگ خرید وفروش زنان در یکی از میدانهای بزرگ شهر لندن واقع هست که فاصله ی زیادی با پارلمان انگلیس نداره.

 

 

.

 

 

 

آخه چرا ما هم باید مثل غرب خودمونو در این منجلاب بندازیم. مگه نمیبینیم که غرب در این منجلاب غرق شده ؛ پس چرا با این شور وشوق خواهان رفتن به این منجلابیم؟

حیف از زنان با عفت و با حیا نیست که بخواهند عزتشون رو در برابر هوسپرستی برخی از مردان ، به باد بدهند؟

خواهر و برادر من آزادی خوبه ولی نه به اون اندازه که شرف و آبروی ما وناموسمان را به زیر سوال ببرد ، چرا که دیگه اون آزادی نیست .

به نظر شما چه چیزی باعث این رفتار زشت و ناپسند با زنان بی گناه شده؟

مگه به غیر از آزادی بی حد و حصری هست که در اختیار مردمشون قرار داده شده؟

آهای  خانمی که دم از صلب آزادی در اسلام میزنی ، آیا حاضری عفتت رو به خاطر سرکشی مردان بی حیا ازدست بدی؟

آهای آقایی که دم از صلب آزادی در اسلام میزنی ، آیا حاضری ببینی که ناموست رو برای خوشی خودشون به غارت میبرن؟

حقیقتا مقام انسانیت این جواب رو میده که به هیچ عنوان حاضر به چنین کاری نیستیم.

ضمن اینکه زن باید ارزش خودش رو حفظ کنه و به دور از مردان نامحرم  ، سعی در انجام وضایف خودش داشته باشه. چه لزومی داره که زن خودشو با مردانم نامحرم صمیمی بدونه؟ اون هم به بهانه های دروغین شیطان مبنی بر اینکه اجتماعی بودن چنین اقتضا میکنه. مگه هرکی با حجب و حیاست ، اجتماعی نیست؟ آخه چرا زن باید گوهر با ارزش خودشو در انظارعمومی به نمایش بذاره یا اینکه خودشو با مردان همدم کنه؟

 

و چه زیبا میفرمایند

 

 

 

امیرالمومنین حضرت علی ( علیه السلام ):

 

 

ان المراة ریحانة ولیست بقهرمانة

 

 

همانا زن گل است و نه قهرمان خشن

 

 

 

آنچه از امر ولایت مفهم است    بر دوپایه دین زن مستحکم است

 

حکم اول عفت و دوم حجاب    غیراین ، زن را تکامل مبهم است

 

 

باید بدونیم که این حقایق جامعه هست و ما انشاالله باتمسک به اسلام از این گناهان به دور باشیم.


 

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 87/04/05 ساعت 16:20 موضوع | لینک ثابت