تبليغاتX
رسم عاشقي
بهشت

... نمیدونم تا حالا معراج رفتین؟

 به عرش رسیدین؟

قدم به بهشت گذاشتین؟

یار رو دیدین؟

... یادش بخیر ، سه روز قیل از عید بود ، هممون جمع شده بودیم ، انگار جدی جدی منم دعوت شده بودم!

من ؟ من برای چی ؟ اینهمه جوون خوب ، منو چرا دعوت کرده بودن؟ البته از این میزبانها که بعید نیست .

به هر حال راه افتادیم.

از تعریف راه و جاده بگذریم و یه راست برم سراغ اصل کاری ......

اصل کار چیه؟

خب بعد از یه روز که توی راه بودیم و شب رو استراحت کردیم ، صبح زود  بیدار شدیم راه افتادیم. راهی بهشت شدیم ،

 به به عجب بهشتی بود ، پاک و زیبا ، دلشنین و دلنواز ؛ فقط چیزی که بود این بود که از دید ما گرفتاران زمین ، اونجا خاکی بود. ولی اونایی که دید بصیرت دارن میگفتن که اینجا بهشته . میگفتن اینجا عجب طلاییه. بله رسیدیم طلاییه .

به احترام بهشتان ، برای اینکه خاکی نشتن ، باید کفشامون رو در بیاریم.

 

(فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی)

 

وای عجب حس خوبی ، کاش میشد همین جا بمونیم. یه نفر داره برامون تعریف میکنه ، از جریان تفحصشون میگه . میگه با زیارت عاشورا و توسل تونستن این کربلاییان رو پیدا کنن.  طرف راستمون یه سه راهه هست ، بهش میگن سه راهه ی شهادت .

اِ اِ اِ نگاه این جوونها چطور خدشون رو  روی این زمین انداخته ، نگاه چطور دارن گریه میکنن ، مگه چی شده؟

آقا شما باید الان برای عید خودتون رو آماده کنین ، چیه که اومدین اینجا و دارین خودتون رو روی زمین میکشین؟

ولی درسته اینجا یه حال و هوای دیگه ای داره.

خب خیلی نمیشه اینجا موند آخه باید به یه جای دیگه هم بریم.

یک ساعتی قیل از غروب رسیدیم به جایی که بهش میگفتن شلمچه .

حاج آقا داره صحبت میکنه و بچه ها دارن گریه میکنن ؛ تازه فهمیدم که گریشون برای چیه. دارن برای خودشون گریه میکنن . خوش به حالشون  ، میفهمن چه خبره. مثل من نیستن که هنوز هیچی نفهمیدم.

کاش برای من هم دعا کنن تا  من هم  ....... .

آخه شهدا ، اگه قراره من چیزی نفهمم برای چی منو دعوت کردین؟ خودتون که میدونین تا شب قبلش معلوم نبود که میام یا نه ، ولی شما دعوتم کردین ، پس باید منو بسازین . اومدم اینجا ، با این کوله بار اشتباه و گناه ، اگه قراره اینجا پاک نشم ، پس کجا میتونم پاک بشم.

خواهش میکنم منم پاک کنین.

خب دیگه باید برگردیم مقر. شب رو استراحت کردیم و باز صبح زود راه افتادیم . امروز روز آخره ، خدایا چکار کنم؟

داریم میریم جایی که پر از نخلهای بی سره ، جایی که جوونهای همسن و سال من توی تاریکی شب و سوز سرما به دریا زدن ، اروند کنار، میگن اسم رمز عملیات (( یا زهرا )) بوده ، عجب اسمی، عجب رمزی ، عجب عملیاتی ؛ از 2500 غواص ، 1300 نفرشون  شهید شدن .

میگن میدونین چطوری ؟

میگیم نه .

میگن خیلی هاشون مثل بی بی فاطمه زهرا( سلام الله علیها ) بی نشونن .

میگیم یعنی چی؟

میگن یعنی همون موقع عملیات از مادرشون خواستن که مثل خودش گمنام بمونن. حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم بهشون جواب رد نداد.

میگن بعضی هاشون هم که پیدا شده بودن ، تیر به پهلوشون خورده بود.

وای خدا اینا چکار کرده بودن که اینقدر به تو نزدیک شده بودن؟

وقتی داشتیم بر میکشتیم تازه فهمیدم که ما مرده ایم و شهدا زنده اند. بهشون گفتم ، ای زندگان برای ما مردگان فاتحه بخوانید و دعا کنید.

کاش دوباره دعوتم کنن.

 التماس دعا

یا علی

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر

اللهم ایّد و سلم قائدنا الخامنه ای

 


 

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 87/01/08 ساعت 8:13 موضوع | لینک ثابت


سال نو آوری و شکوفایی

دیروز بعد از تحویل سال مقام معظم رهبری پیام تبریکشون رو دادن ، دو نکته در سخنان ایشون خیلی مشهود بود :

۱- نو آوری در همه ی زمینه ها

۲- به شکو فایی رسیدن سرمایه گذاریها

در موارد دیگه ای هم صحبت فرمودند از جمله رخدادهای سال ۸۶ ، دستگیری ملوانان انگلیسی و رافت و بخشش مردم و جمهوری اسلامی ، از انتخابات مجلس و حضور با شکوه مردم برای اثبات حقایق ، از تصادف اتوبوس دانشجویان و موارد دیگری از این قبیل.

تا اینکه رسیدیم به نام امسال ،

مقام معظم رهبری امسال رو سال

نوآوری و شکوفایی

نامیدند.

امیدوارم که امسال سال آخر غیبت باشه  و سال پرخیر و برکتی برای جمهوری اسلامی ایران و مردم شریفمون باشه .

امروز جمعه هست و متعلق به آقا ،

بیایم این اول سالی دعا کنیم که آقامون بیاد.

بیایم این اول سالی دعا کنیم که دیگه گناه نکنیم ، تا دل آقامون به درد بیاد.

بیایم این اول سالی اهل نوآوری و شکوفایی باشیم.

بیایم این اول سالی ... .

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر 

اللهم ایّد و سلم قائدنا الخامنه ای


 

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 87/01/02 ساعت 8:16 موضوع | لینک ثابت