عجب روزیه امروز ، جمعه، روز امام زمان (ارواحنا له الفدا) ، جمعه ، روز نهم از ماه محرم روز متعلق به حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام ) ، فدایی امام حسین (علیه السلام ) مثل این روز بود که یاران با وفای امام حسین (علیه السلام) ، مثل حضرت اباالفضل (علیه السلام) وفاداری خودشون رو به امامشون نشون دادن؛ با اینکه تشنگی ، گرما ، سختی وبالاخره شهادت با بدنی پاره پاره شده در جلوی چشم خود میدیدند ولی حاضر نشدند دست از امامشون بکشند و سر انجام در روزی مثل فردا ..... خب درسته ما نمیتونیم اباالفضلی باشیم ، نمیتونیم علی اکبری باشیم ، نمیتونیم قاسم وار عمل کنیم ، چون اینها هیچوقت کاری نکردند که امامشون ازشون ناراحت بشه ولی ....... ، من خودمو میگم ، خیلی جلوی آقام روسیاهم ، خیلی ناراحتشون کردم ، خیلی دلشون رو خون کردم ، ولی آقا جان من که میتونم مثل حر (علیه السلام ) باشم ، من که دیگه جلوی راه شما رو نبستم ، من که دیگه در لشکر دشمناتون صف آرایی نکردم ، پس آقا جان یه عنایت کنید تا من هم مثل حر( علیه السلام ) از کارهای اشتباهم پشیمون بشم و بیام در رکاب شما و...... . حامیان ولایت در روز تاسوعا ، در روز متعلق به علمدار امام حسین (علیه السلام ) با شعار<< لبیک یا خامنه ای (دامت برکاته ) لبیک یا حسین (علیه السلام ) است >> حمایتشون رو از مقام معظم رهبری (دامت برکاته ) اعلام میدارند ، تا نشان دهند که اگر میگویند << یا لیتنا کنا معک >> در حقیقت هم آرزوی همراهی امام حسین رو دارند. همچنین با شعار << ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند >> بر استحکام خود در حمایت از ولایت و برای نا امیدی آنهایی که فکر میکنند که ولایت از بین رفتنی هست با رهبر خود بیعتی دوباره می کنند. نگذارید علی بی کس و بی یار شود *****نگذارید بنی ساعده تکرار شود نکند حفظ و لی بر همگان عار شود *****نکند حق علی در عمل انکار شود محرم راز علی نخل و دل چاه شود***** سیلی خصم زبون نقش رخ یار شود نکند گرد جمل توطئه ای ساز شود *****حب دنیا سبب بستن ابصار شود کوفیان ننگ شما باد اگر *****دور تاریخ دگر باره تکرار شود نکند مکر بنی عاص اثر ساز شود *****مالک از حکم علی باز خبر دار شود نگذارید خوارج به لب نهر رسند***** نگذارید که آن حادثه تکرار شود نکند باز معاویه خریدار شود***** در نخیله حذر از جنگ به اجبار شود نگذارید که اصغر به سر دست شود***** نکند حرمله بی رحم کماندار شود نگذارید که اهل حرمش خوار شوند *****نگذارید که شام زینبش تار شود نکند امر ولایت به همین ختم شود***** نکند ابن امیه به سر کار شود نگذارید که مشروطه نمایان بشود***** شیخ نورانی ما ملعبه دار شود نکند پیر خراباتی ما نوش کند***** جام زهری که پر از کینه اغیار شود نیلیا آنچه که شد عبرت ابرار شود***** نگذارید که آن فاجعه تکرار شود

نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 86/10/28 ساعت 15:45 موضوع | لینک ثابت
آقا جان آجرک الله ،آقا جان سرت سلامت
این الطالب بدم المقتول بکربلا

باز محرم اومد ، باز ماه عزا از راه رسید ، باز حسین (ع) ، باز عباس ، باز علی اکبر ، باز علی اصغر ، باز قاسم ، باز رقیه ، باز زینب و باز زینب و باز زینب ......
زینبی که امام حسین (ع) به او میگه در نماز شبت برای من هم دعا کن ، زینبی که باید در کربلا برای حسین (ع) جای مادر رو پر کنه ، زینبی که باید بعد از داداشش سر پرست کاروان اسرا بشه ، زینبی که باید ناقل پیام عاشورا باشه و با سخنرانیهاش حکومت یزید رو متزلزل کنه و زینبی که امام زمان (ارواحنا له الفدا ) میفرمایند اینقدر برام عمه ام میگریم که اگر اشک چشمم خشک بشه خون خواهم گریست ؛ ای وای یک زن و اینهمه درد ، یک زن و اینهمه مشکل ، یک زن و اینهمه مصیبت .
خیلی طولانیش نکنم ، هدفم یه چیزه :
انقلاب کردیم و جمهوری اسلامی رو به جای حکومت نحس شاهنشاهی آوردیم، مثل زمانی که اسلام اومد و جای شرک و بت پرستی رو گرفت. پای مشکلات انقلاب واستادیم و ازش حمایت کردیم و بخاطرش از خیلی چیزا چشم پوشیدیم ، مثل تازه مسلمونایی که بخاطر اسلام از دیارشون هجرت کردن؛ و بخاطرش شهید دادیم مثل حسین زهرا (ارواحنا لهما فدا) ؛ حالا ما باقی موندیم ؛
باید مثل کی باشیم :
یزیدیان؟؟؟!!!
زینب .
ماباید زینبی باشیم و الا یزیدی هستیم.
چطوری زینبی باشیم ؟ زینب با بیان رشادت امام حسین (ع) و رذالت یزیدیان (لعنت الله علیهم) و با دفاع از امام زمانش(امام سجاد) رسالت خویش را انجام داد.
وظیفه ما: با حمایت از جمهوری اسلامی و تنفر از دشمنانش و با انتظار ظهور مهدی زهرا(ارواحنا لهما الفدا) زمینه را برای ظهور آن حضرت مهیا کنیم، ما باید حامی ولایت باشیم ، نه مثل کوفیان که امام رو دعوت کردن و بعدش خودشون جلوی امام ایستادند. حالا که گفتیم ما با ولایت زنده ایم ، باید به پاش واستیم والا ما هم کوفی هستیم.
یه مداحی و یه شعر براتون میذارم ، امید وارم بپسندید.
http://bavelayat.persiangig.com/14_Ghadir.mp3 شعر
http://bavelayat.persiangig.com/029.mp3 مداحی
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 86/10/22 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت
تا کور شود هر آنکه نتوان بیند
ازعرش ندای ربنا می آید *** آوای خوش خدا خدا می آید
ازعرش گشوده اند باب برکات *** بر خامنه ای رهبرخوبان صلوات

با سفر پر خیر و برکت مقام معظم رهبری به استان یزد و حضور ایشان در میان اقشار مختلف مردم ، بر آن شدیم تا قسمتی از بیانات ایشان را در جمع دانشجویان ولایت مدار و ولایت دوست این استان به طور مختصر و طی چند مرحله به اطلاع شما عزیزان برسانیم.


حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار پرشور هزاران نفر از دانشجويان دانشگاههاي يزد، تقويت اعتماد به نفس ملي را ضروري و عامل اصلي ادامه پيشرفتهاي كشور خواندند و با تشريح عوامل سه گانه تضعيف كننده اعتماد به نفس ملي تأكيد كردند: دشمن در پي ناكاميهاي گسترده خود در مقابل ملت ايران، به دنبال شيوهها و حيلههاي جديد است و مردم و به ويژه نخبگان بايد با هوشياري كامل، اين عوامل تضعيف كننده را نفي و روند رشد اعتماد به نفس ملي را دنبال كنند.
ايشان با ابراز خرسندي فراوان از حضور در جمع پرشور و نشاط، با صفا و صميمي جوانان دانشجو، انقلاب اسلامي، پيروزي در دفاع مقدس، تأثير شخصيت ممتاز امام خميني رضوان الله تعالي عليه و موفقيت در عرصههاي مختلف از جمله انرژي هستهاي را از عوامل دستيابي ملت ايران به حد قابل قبولي از اعتماد به نفس برشمردند و خاطرنشان كردند: ملت ايران در نيمه راه دستيابي به اهداف و آرمانهاي خود و در مسابقه پيشرفت منطقهاي و جهاني قرار دارد و بايد در پايان مدت اجراي سند چشم انداز بيست ساله در ابعاد مختلف، حرف اول را در منطقه بزند كه رسيدن به اين هدف نيازمند تقويت اعتماد به نفس ملي و شتاب بخشيدن به روند پيشرفت كشور است.
رهبر انقلاب اسلامي در تشريح علت دشمني سيطره جويان جهاني با ملت ايران اظهار داشتند: دولت آمريكا يعني شيطان مجسم و ديگر سلطه طلبان، در راه تحقق اهداف خود، با مانعي جدي به نام بيداري و ايستادگي ملت ايران روبرو شدهاند و همين مسئله علت اصلي چالش غرب با جمهوري اسلامي ايران است چرا كه آنان نظام اسلامي را علت اصلي شكستهاي خاورميانهاي خود و عامل برملا شدن ماهيت حقيقي شعارهاي دروغين غرب درباره حمايت از دمكراسي و مبارزه با تروريسم ميدانند.
مقام معظم رهبري ناكامي آمريكا در جلوگيري از پيشرفت هستهاي ايران را يادآور شدند و افزودند: آمريكاييها كه يك روز حاضر نبودند حتي پنج سانتريفيوژ را در ايران بپذيرند تا همين چند ماه پيش تأكيد ميكردند كه ايران بايد از همه فعاليتهاي هستهاي خود دست بردارد اما با ايستادگي ملت، اكنون كار به جايي رسيده است كه به ناچار ميگويند ايران در همين حد توقف كند و جلوتر نرود.
حضرت آيتالله خامنهاي تلاش دشمنان در پيدا كردن راه هاي جديد براي ضربه زدن به ملت ايران را پيامد طبيعي شكستهاي آنان خواندند و فرمودند: امروز اعتماد به نفس ملي از هميشه ضروريتر است و ملت و به ويژه دانشجويان، نخبگان و مسئولين بايد راههاي جديد بيگانگان براي تضعيف ايران اسلامي را شناسايي و پيشبيني كنند تا بتوانند حيلههاي جديد آنان را خنثي سازند.
رهبر انقلاب اسلامي در تبيين آثار مثبت اعتماد به نفس ملي خاطرنشان كردند: اگر اين عامل اساسي در ملتي وجود نداشته باشد آن ملت هميشه عقب ميماند و چشم به راه كمك ديگران است اما برخورداري از اعتماد به نفس عمومي ،انديشه تأمين نيازهاي ملت را در اذهان نخبگان مطرح ميسازد، باعث به كارگيري و شكوفايي استعدادها ميشود و موفقيتهايي به دنبال ميآورد كه هر يك زمينهساز موفقيتهاي خوشهاي ديگر ميشود و ملت ايران اين واقعيت را در دفاع مقدس و عرصههاي مختلف تجربه كرده است.
ايشان ايجاد يأس و نااميدي، منحرف كردن استعدادها و تهديد به حمله نظامي را سه عامل و سه رخنه اصلي دشمن براي تضعيف اعتماد به نفس مردم ايران خواندند و با تأكيد بر ضرورت هوشياري ملت و بخصوص انديشمندان در مقابل اين عوامل افزودند: بيگانگان تلاش ميكنند با ايجاد يأس، انكار پيشرفتها، به رخ كشيدن فاصله ملت ايران با ملتهاي پيشرفته و تيره نشان دادن افق آينده، در ميان مردم و بخصوص جوانان، نااميدي و انفعال ايجاد كنند اما ملت با شناخت واقعيتها، درك تواناييهاي جوانان خود و تكيه بر تجربيات موفق سه دهه اخير در روند تأمين نيازهاي ملي، با شتاب بيشتري به حركت به سمت قلههاي رشد و پيشرفت ادامه خواهد داد.
![]()
![]()
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة والنصر واجعلنا من انصاره و اعوانه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اللهم سلم و ایّد وانصر واحفظ قائدنا الخامنه ای![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 86/10/16 ساعت 21:20 موضوع | لینک ثابت
باز هم جمعه ، باز هم ... پس کی خواهد آمد؟

از هر كه مى پرسم مى گويد جمعه مى آيى، امّا كدام جمعه؟ در روزگار تيره ما هر روز جمعه است و
جمعه ها صبح و شب ندارند و همه عصرند. گفتم تا جمعه ديگر چند آدينه مانده است؟! گفت: يك يا
زهراى ديگر، گفتم: زهرا را تو مى شناسى؟! گفت: همان نيست كه شب هاى جمعه و صبح جمعه پرده
خوان خون است و دستى بر پهلوى شكسته دارد، گفت: و همانى نيست كه كبوتران فرج را در غروب
جمعه يك به يك بر بام انتقام مى نشاند؟! من ميان حضور و ظهور تو سرگردانم و حيران، نمى دانم از تو
كدام را بخواهم، اگر حضور را بخواهم، ترس آن دارم كه چشمانم لياقت ديدن تو را نداشته باشد و اگر
ظهور را خواهم، نه، نمى توانم ظهور را بخواهم، چون خود نيز مى خواهى ظهور كنى امّا وقتى تنها و
غريبى چگونه ظهور كنى؟ وقتى يار و ياورى ندارى چگونه ظهور كنى؟ آخر همه اين ها كه مى خواهند و
مى گويند كه يار و ياور تو هستند، انسان هاى جدا خورده از رنگ هستند.

![]()
![]()
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من انصاره واعوانه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلامتی آقا امام زمان صلوات![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 86/10/14 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت
مباهله

به مناسبت ۲۴ ذی الحجه ؛ روز مباهله ؛ قسمتی کوتاه از این داستان زیبا را در ذیل آورده ام ؛ امیدوارم که استفاده لازم رو ببرید:
بخش با صفای « نجران » ، با هفتاد دهكده تابع خود ، در نقطه مرزی حجاز و یمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، این نقطه تنها منطقه مسیحی نشین حجاز بود كه به دلایلی از بت پرستی دست كشیده ، و به آئین مسیح گرویده بودند.
پیامبر اسلام به موازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبی جهان ، نامه ای به اسقف نجران ، نوشت و طی آن نامه، ساكنان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود. اینك فرازی از نامه آن حضرت: « به نام خدای ابراهیم ، اسحاق و یعقوب. ( این نامه ای است) از محمد پیامبر خدا به اسقف نجران : خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب را حمد و ستایش می كنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، به پرستش « خدا» دعوت می نمایم . شما را دعوت می كنم كه از ولایت بندگان خدا خارج شوید و در ولایت خداوند وارد آئید ، اگر دعوت مرا نپذیرفتید ( لااقل ) باید به حكومت اسلامی مالیات (جزیه) بپردازید ( كه در برابر این مبلغ كم ، از جان و مال شما دفاع می كند) و در غیر این صورت به شما اعلام خطر می شود. »
نمایندگان پیامبر كه حامل نامه بودند ، وارد نجران شده و نامه پیامبر را به اسقف مسیحیان نجران دادند. وی نامه را با دقت خواند و برای تصمیم ، شورایی مركب از شخصیتهای بارز مذهبی و غیر مذهبی تشكیل داد. شورا نظر داد كه گروهی به عنوان « هیئت نمایندگی نجران » به مدینه بروند ، تا از نزدیك با پیامبر صلی الله علیه و آله دیدار كرده ، دلائل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند . بدین ترتیب ، شصت تن از ارزنده ترین و داناترین مردم نجران انتخاب گردیدند ، كه در رأس آنان سه تن از پیشوایان مذهبی قرار داشت:
1- « ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران كه نماینده رسمی كلیساهای روم در حجاز بود.
2- « عبدالمسیح» ، رئیس هیئت نمایندگی كه به عقل ، تدبیر و كاردانی شهرت داشت.
3- « اَیهَم» ، كه فردی كهنسال و یكی از شخصیتهای محترم ملت نجران به شمار می رفت.
پیامبر (ص) ، من شما را به آئین توحید ، پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می كنم . سپس آیاتی چند از قرآن برای آنان تلاوت نمود.
نمایندگان نجران: اگر منظور از اسلام ، ایمان به خدای یگانه جهان است ، ما قبلاً به او ایمان آورده و به احكام وی عمل می نمائیم.
پیامبر اكرم : اسلام علائمی دارد و برخی از اعمال شما ، حاكی است كه به اسلام واقعی نگرویده اید . چگونه می گوئید كه خدای یگانه را پرستش می كنید ، حال آنكه شما صلیب را می پرستید ، از خوردن گوشت خوك پرهیز نمی كنید و برای خدا فرزند قائلید؟
نمایندگان نجران : ما او را (مسیح) خدا می دانیم زیرا او مردگان را زنده كرد بیماران را شفا بخشید ، و از گِل پرنده ای ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام این اعمال حاكی است كه او خدا است.
پیامبر اكرم: نه ! او بنده خدا و مخلوق او است ، كه خدا او را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدا به او داده است.
یكی از نمایندگان نجران: آری او فرزند خدا است زیرا مادر او مریم ، بدون اینكه با كسی ازدواج كند ، او را به دنیا آورده است . پس پدر او خدای جهان می باشد.
در این هنگام ، فرشته وحی نازل گردید و به پیامبر گفت كه به آنان بگوید : « وضع حضرت عیسی از این نظر مانند حضرت آدم است كه او را با قدرت بی پایان خود ، بدون اینكه دارای پدر و مادری باشد از خاك آفرید. » ( آل عمران /59)
نمایندگان نجران : گفت و گوهای شما ما را قانع نمی كند. راه این است كه در وقت معینی با یكدیگر مباهله نمائیم ، و بر دروغگو نفرین بفرستیم ، و از خدا بخواهیم دروغگو را هلاك و نابود كند.
در این هنگام ، حضرت جبرائیل نازل گردید ، آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور ساخت تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد:
« فمن حاجك فیه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علی الكاذبین.» ( آل عمران /61)
طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار بر این شد كه فردای آن روز برای اثبات حقانیت خود مباهله نمایند.
پیامبر (ص) ، فاصله منزل و نقطه ای را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام گیرد ، با وضعی خاص طی نمود. او در حالی رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسین (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علی بن ابی طالب (ع) پشت سر وی حركت می كردند ؛ پیامبر (ص) این چنین گام به میدان مباهله نهاد ، او پیش از ورود به میدان « مباهله» ، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم ، شما دعای مرا با گفتن آمّین بدرقه كنید.
سران هیئت نمایندگی نجران ، پیش از آنكه با پیامبر (ص) روبرو شوند به یكدیگر می گفتند: هرگاه دیدید كه « محمد» ، افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد ، و شكوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان ما داد در این صورت ، وی فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت خود ندارد. ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه های خود به « مباهله» بیاید و با وضعی وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادی ، رو به درگاه الهی گذارد ؛ پیداست كه پیامبری راستگو است و به قدری به خود ایمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودی قرار دهد ، بلكه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودی قرار دهد.
سران هیئت نمایندگی در این گفتگو بودند كه ناگهان ، چهره نورانی پیامبر اكرم (ص) با چهار تن دیگر نمایان گردید.
همگی با بهت و حیرت به چهره یكدیگر نگاه كردند ، و از اینكه او فرزندان معصوم و بی گناه ، و یگانه دختر و یادگار خود را به صحنه مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دریافتند كه پیامبر ، به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد والّا یك فرد مردد ، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.
اسقف نجران گفت: من چهره هائی را می بینم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگترین كوهها را از جای بكند ، فوراً كنده می شود. بنابراین ، هرگز صحیح نیست ما با این افراد ِ با فضیلت ، مباهله نمائیم ؛ زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم ، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پیدا كند ، همه مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین حتی یك مسیحی باقی نماند.
سپس پیامبر اكرم (ص) فرمود: عذاب ، سایه شوم خود را بر سر نمایندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد می شدند ، صورت انسانی خود را از دست داده ، در آتشی كه در بیابان برافروخته می شد ، می سوختند و دامنه عذاب به سرزمین« نجران» نیز كشیده می شد.
منبع: فروغ ابدیت ، جعفر سبحانی ، ج2.
نوشته شده توسط غلام بی بی فاطمه(س) در 86/10/11 ساعت 22:51 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خوش اومدید
عشق یعنی انقلاب"فاطمه(س)"
"باولایت" زبتدا تا خاتمه
محمد مهدی هستم ، یه عاشق
از علی تا به علی فاصله یک آینه است
آن علی در نجف و این علی از خامنه است
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY